كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
225
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
سورة المائدة مدنيّة و هى مائة و عشرون آية و ستّة عشر ركوعا - بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اى آن كسانى كه ايمان آوردهايد أَوْفُوا بِالْعُقُودِ وفا كنيد به عهدهاى كه با يكديگر مىكنيد يا بعقود شرعيه چون عقد شركت و عقد نكاح و عقد بيع و امثال آن أُحِلَّتْ لَكُمْ حلال كرده شده براى شما بَهِيمَةُ الْأَنْعامِ چهارپايان بستهزبان كه آن ازدواج ثمانيهاند از شتر و گاو و ميش و بز يا جانوران وحشى چون آهو و نخچير و گاو دشتى و كوهى و گورخر يا اجنه كه از بطون انعام بيرون آيد إِلَّا ما يُتْلى عَلَيْكُمْ مگر آنكه خوانده خواهد شد بر شما همدرين سورة و هو قوله حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ الآية غَيْرَ مُحِلِّي الصَّيْدِ نه چنانكه حلالدارنده باشيد صيد را وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ و حال آنكه شما محرم باشيد به حج يا عمره يعنى همه انعام بر شما حلال است مگر آنكه وحشى باشد و آن را صيد كنيد كه در حالت احرام بر شما حرام است إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ به درستى كه خدا حكم كند در حلال و حرام ما يُرِيدُ آنچه خواهد يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اى گروه مؤمنان لا تُحِلُّوا حلال مداريد و حرمت مشكنيد شَعائِرَ اللَّهِ مناسك حج را يا نشانهاى دين حق را آوردهاند كه حيطم كندى كه نام او شريح بن ضبيعه بود و او به سفاهت و بىباكى و جهالت و ناپاكى در عرب شهرتى داشت به خدمت پيغمبر ص آمد و گفت اى محمد ص امت را بچه چيز دعوت مىكنى آن حضرت ع فرمود كه بهآنكه خدا را يكى دانند و مرا به رسالت تصديق كنند و بر اقامت صلاة و اداى زكات مواظبت نمايند حطيم گفت آنچه فرمودى نيكو است امام را امنا و امرا باشند كه كارها به مشورت ايشان بقطع رسانم بروم و اين سخن با ايشان در ميان نهم اگر دلپذير بود دين تو قبول كنم و حضرت ع پيش از آمدن او فرموده بود كه امروز كسى خواهد آمد كه به زبان شيطان سخن گويد كافر درآيد و غادر بيرون رود پس حطيم بيرون آمد و شتران صدقه و آنچه يافت از مواشى مدينه غارت كرد و در عام القضية كه رسول ص باصحابه رض به عمرهء قضا توجه فرموده بودند چون موضع تنعيم رسيدند آواز تلبيه حجاج يمامه شنيدند و حطيم كندى را ديدند كه شتران به غارت برده را به قلادها آراسته برسم هدى به كعبه مىبرد صحابه رض خواستند تا شتران را باز ستانند حضرت ص فرمود كه او هدى را تقليد كرده است اين عمل از شما لايق نباشد و آيت آمد كه حرمت شعائر اللّه را مشكنيد وَ لَا الشَّهْرَ الْحَرامَ و حلال مكنيد ماه حرام را بقتال در ان وَ لَا الْهَدْيَ و نه هدى را كه نامزد كعبه باشد وَ لَا الْقَلائِدَ و نه خداوند قلادهها را از هدى و قلاده چيزى بود كه در گردن چهارپايان مىكردند از پوست درختهاى خرما و غير آن تا معلوم شود كه هدىست و كسى تعرض نكند وَ لَا آمِّينَ الْبَيْتَ الْحَرامَ و نه قاصدان خانه محترم را كه عازم زيارت او باشند يَبْتَغُونَ مىطلبند قاصدان حرم فَضْلًا مِنْ رَبِّهِمْ اگر مؤمنانند زيادتى ثواب از خدا يا روزى به سبب تجارت و اگر كافرانند نمىطلبند مگر روزى .